روش های نوین ردیابی اهداف در حمله متجاوزانه اخیر اسرائیل به ایران
- سایت نورنیوز در تحلیلی نوشته است: در حملهای که صبح دوشنبه ۲۶ خرداد به محل برگزاری جلسه فوقالعاده شورای عالی امنیت ملی در مکانی حفاظت شده در غرب تهران صورت گرفت، نشانههایی از اطلاع لحظهای دشمن از زمان و مکان جلسه و آگاهی از مسیرهای اضطراری وجود دارد که تردیدهای جدی درباره نفوذ اطلاعاتی را تقویت کرده است.
توضیحات مدیر مسئول تاف نیوز:
در این سطح از محرمانگی، عملیات نفوذ بر شخص متمرکز نیست، بلکه از ردیابهای میکرو مبتنی بر نانوحسگرهای زیستسازگار استفاده میشود که بهصورت زیرپوستی تزریق میگردند. یا به روش جدید و سری از تابش هولوگرامی به مانند تتوهای رایج ولی کاملاً بی رنگ استفاده می کنند که با لیزر روی سطح کوچکی از پوست شخص تابانده میشود. این حسگرها سیگنالهای بیومتریک را حداکثر سه روز تا یک هفته دریافت نموده و از آن لحظه به بعد شخص یا شیء قابلیت مانیتورینگ دارد.
کمان لیزری که اشعه را می تاباند نیز می تواند مثلاً در یک دوربین عکاسی دستکاری شده غیر معمولی کارگذاشته شود و همزمان با فلش زدن نور دوربین امواج را بر سطح مورد نظر بتاباند بدون اینکه حساسیتی ایجاد کند.جالب اینجاست که اپراتور به راحتی می تواندحتی از روی موبایل مختصات نقطه هدف را روی تارگت قفل کند و بقیه اش را به هوش مصنوعی بسپارد که برای آن نوع از عملیات آموزش دیده است.هدایت عملیات توسط اپراتور انسانی با استفاده از مختصات GPS انجام میشود، اما هوش مصنوعی تنها در بخشهای محدودی مانند مسیریابی کوادکوپتر یا تحلیل دادهها یا مانور پروازی نقش دارد. دقت هدفگیری سیستمهای فعلی حداکثر ۵ متر تحت شرایط مطلوب است . حال فرق نمیکند عملیات برای شیرجه ی یک کوادکوپتر مسلح طراحی شده باشد یا قرار باشد بمب هواسر از آسمان از دریچه ب ۵۲ پرتاب شود یا موشکی روی هدف قفل شده باشد،درهرصورت هدایت عملیات به بهترین نحو ممکن توسط هوش مصنوعی با کمترین ضریب خطا انجام میگردد.
دقیقاً مثل لوکیشن که در انواع پلتفرم ها فوروارد می شوداینجا لوکیشن را به ربات هوش مصنوعی ارسال می کنند و قضیه تمام است.اپراتوری این دستگاه ها بسیار ساده است در حدی که دشمن می تواند از نیروهای انسانی یک بار مصرف خود برای اجرای عملیات با آنها استفاده کند و به محض اصابت مهره را بسوزاند…بهمین سادگی…
مهم تر از همه اینها مختصات یابی لوکیشن است چرا که هوش های مصنوعی با استفاده از ابزار GPS اهدافشان را می یابند و روی آن نقاط که طول و عرض جغرافیایی تارگت است اصطلاحاً لاک (lock) می کنندکه این تکنولوژی جهانی ارت مپینگ یا ماهوارههای موقعیتیاب (GPS/GLONASS/BEIDOU) تحت کنترل دولتی هستند و در انحصار آمریکا و چین و روسیه و کشورهای دارای منظومه های ماهواره ای هستند که آنها هنگام استفاده درجنگ می توانند روی سیگنال ها پارازیت بیاندازند تاسلاح مدنظر نقطه اصابت را با تلرانس هدف گیری کند.یعنی مثلا سلاح صد متر آنطرف تر را نشانه می رود.
این عملیات جمینگ غیر از دستگاه های راداری زمینی توسط آواکس ها هم برای هر نقطه پروازی از ارتفاع بالای ۵۰ هزار پایی نیز قابل اجراست واساسا یکی از مهم ترین عملکردهای آواکس است که با پرواز در ارتفاع بالا از فاصله ۵۰۰ کیلومتری یا جدیداً فاصله بیشتری آنطرف تر از هدف نیز می تواند سیگنال ارسال کند و درحقیقت از نقطه ای دور از دسترس،جمر را فعال نموده و عملکرد هر دستگاهی را در نقاط دور در رادارش مختل کند.
یا همچنین سطح مقطع های شناسایی شده توسط رادارها را تغییردهد و یا کوچک و بزرگ بنماید.
مثلا روی رادارهای زمینی که در شعاع پروازش قرارمی گیرند ۶ فروند ب۵۲ رادر فاصله ۵۰۰ کیلومتر آنطرف تریابیشتر و روی آبهای بین المللی نشان دهددرحالی که آنها بر فراز قم در حال پرواز باشند.
با عملیات جمینگ (اخلال الکترونیکی) و اسپوفینگ (جعل سیگنال)میتوانند خطای هدفگیری رابه بیش از ۱۰۰ متر افزایش دهند.سامانههای آواکس (AWACS) قادر به شناسایی هدف در برد۵۰۰ کیلومتری یا بیشترهستند و قابلیتهای جنگ الکترونیک آنها شامل جمینگ و ایجاد اهداف کاذب راداری است، اما اصابت به اهداف به اندازهگیریهای رادار وفاصله فیزیکی محدود است.
لازم به ذکر است که برد سیگنال این دستگاه ها در سال های اخیر افزایش یافته و جزو اطلاعات طبقه بندی شده است ومسلماً تا سالها حقیقت رابه دلایل امنیتی فاش نمی کنند ولی ازجایی که این اطلاعات برای سالهای قبل است و تکنولوژی الکترونیک پیشرفت های زیادی داشته است لذا این برد سیگنال نیز قطعاً افزایش یافته است.
پیشرفت در این حوزه مستلزم توسعه سنسورهای زیستی پایدارتر،الگوریتمهای ناوبری مستقل مقاوم به جمینگ، و سامانههای الکترونیکی هوشمند است.
بهر حال مادراین تکنولوژی می بایدپیشرفت چشمگیری داشته باشیم تانسل جدید تسلیحات رانیزبتوانیم پوشش دهیم.
متن تکمیلی:
رمزگشایی از روشهای ردیابی هدفهای انسانی توسط رژیم صهیونیستی در جنگ غدیر
به گزارش تافنیوز، شواهد و قرائن نشان میدهد رژیم صهیونیستی در جریان جنگ ۱۲ روزه غدیر و برای ترور فرماندهان ارشد و دانشمندان ایران، به احتمال فراوان از ردیابهای میکرومقیاس مبتنی بر نانوحسگرهای زیستسازگار استفاده کرده است.
این فناوری که گفته میشده نمونههایی از آن حتی در برخی پادگانهای آموزشی ارتش ایالات متحده نیز آزمایش شده، به روشهای مختلفی جاگذاری میشود. در یک روش، میکروچیپها بهصورت زیرپوستی و از طریق تزریق به بازوی افراد کار گذاشته میشوند. این چیپهای زیستتخریبپذیر نهتنها موقعیت جغرافیایی فرد، بلکه شاخصهای حیاتی از جمله فشار خون، سطح آدرنالین، قند خون و میزان سوختوساز بدن را نیز پایش و اطلاعات آن را ارسال میکنند.
در روشی جدیدتر، با استفاده از یک ابزار تابشی ویژه، هولوگرامی نامرئی و مشابه تتوهای معمولی، بر روی بخش کوچکی از پوست فرد ایجاد میشود. این هولوگرام دقیقاً همان عملکرد میکروچیپها را دارد. حسگرهای موجود در این هولوگرامها قادرند سیگنالهای بیومتریک فرد را برای مدت سه روز تا یک هفته به ماهواره ارسال کنند و از آن لحظه، فرد یا شیء موردنظر کاملاً تحت کاوش و مانیتورینگ دائمی قرار میگیرد.
گفته میشود این هولوگرامهای تابشی جدید، تا دو هفته بر روی بدن ماندگاری دارند و بهوسیله ماهوارهها قابل رصد هستند که قابلیتهای مانیتورینگ را به سطح کاملاً جدیدی ارتقا داده است.
در ویدئوی پیوستشده، نمونهای از یک تتوی نامرئی مشاهده میشود که تنها تحت نور فرابنفش آشکار میگردد. این مثال، مصداق عینی و قابلدرکی از فناوری موردبحث در این گزارش است.
#تاف_نیوز
#سیدمحمود_رضوی_نژاد







ارسال دیدگاه