اختصاصی تاف نیوز:

واکاوی استراتژی‌های دفاعی و دیپلماتیک ایران در گفتگو با استاد امیری

در جلسه پرسش و پاسخ، استاد امیری مدیر موسسه جهاد تبیین و سواد رسانه ای به هشت سوال مهم و کلیدی پاسخ می دهد.

 

در این ویدئو، استاد امیری به ۸ پرسش کلیدی و چالش‌برانگیز در حوزه امنیت ملی، سیاست خارجی و توانمندی‌های نظامی ایران پاسخ می‌دهند. محورهای مهم این جلسه عبارتند از:

▪️اقتدار دریایی: تبیین برد موشک‌های زمین‌به‌دریای ۱۷۰۰ کیلومتری و معرفی زیردریایی‌های کلاس «هود» برای نبرد نهایی با ناوهای هواپیمابر

▪️معمای هسته‌ای و NPT: چرا ایران علی‌رغم خروج عملی از محدودیت‌ها، همچنان اسماً در NPT باقی مانده است؟

▪️ بازدارندگی هسته‌ای و مطالبه عمومی مردم برای دستیابی به سلاح بازدارنده

▪️امنیت رهبری: نقد عملکرد مجلس در عدم تصویب قوانین صیانتی برای حفظ جان رهبری، مشابه الگوهای روسیه و کره شمالی

▪️ سیاست خارجی و مذاکره: تحلیل عملکرد وزیر امور خارجه (آقای عراقچی) و شروط ایران برای یک «مذاکره شرافتمندانه و هوشمندانه»

▪️جبهه مقاومت: استراتژی یمن در تنگه باب‌المندب و صبر استراتژیک در نبردهای دریایی

▪️ نفوذ داخلی: نقد صریح چهره‌های مشهور و سلبریتی‌هایی که با وجود بهره‌مندی از امکانات نظام، در زمین دشمن بازی می‌کنند .

استاد امیری در این تحلیل‌ها تأکید دارند که پیروزی نهایی در گرو ایستادگی پشت سر ولایت و استفاده از «امضاهای موشکی» است که از هر لایه پدافندی عبور می‌کنند.

#استاد_امیری #امنیت_ملی #اقتدار_موشکی #مذاکره_شرافتمندانه #ایران_قوی #تحلیل_سیاسی #نظم_نوین_جهانی

سؤال اول: چرا کارشناسان صداوسیما می‌گویند برد موشک‌های نیروی دریایی ما پایین است و نمی‌توانیم به ناوهای آمریکا در محاصره دریایی ضربه بزنیم؟

پاسخ استاد امیری:

دوستان عزیز، واقعاً می‌توانیم ضربه بزنیم، اما جنگ دریایی پله‌به‌پله است. دشمن یک ضربه می‌زند، ما سه ضربه می‌زنیم، بعد او چهار ضربه می‌زند. ما نمی‌توانیم حرف آخر را اول بزنیم.

بله، درست است که برد موشک‌های دریا‑به‑دریای ما در نبردهای دریایی محدود است، اما موشک‌های زمین‑به‑دریای ما تا ۱۷۰۰ کیلومتر برد دارند و می‌توانند از فواصل دورتر عمل کنند. هر وقت ناوهای آمریکا نزدیک شوند، خیالمان راحت است؛ مشکلی نیست. وقتی دور می‌شوند، می‌دانیم که باید جنگ شروع شود. آمریکایی‌ها هم می‌دانند چه کار کنند. به همین دلیل ما هنوز وارد نبرد واقعی دریایی نشده‌ایم؛ دلایل متعدد نظامی و امنیتی وجود دارد که نمی‌خواهیم حرف آخر را اول بزنیم، مگر اینکه وارد آن نبرد نهایی شویم.

در آن زمان متوجه می‌شوید سلاح‌هایی داریم که به‌راحتی ناوهای هواپیمابر را در اعماق دریا قر می‌کند. ما زیردریایی‌هایی داریم که آمریکا خیلی وقت پیش اعلام کرد «ایران به فرم ماهی» – نه، اندازه ماهی – خیلی بزرگ هستند و در کف پلاجیک دریا خوابیده‌اند برای نبرد نهایی.

همچنین مین‌های دریایی ما به‌گون‌های نیست که مثل مین‌های معمولی در زمین جاگیری کنند؛ این‌ها موشک‌هایی با زنجیر در کف پلاجیک دریا هستند و سه سنسور دارند: حسگر دما، حسگر صدا، حسگر لرزش. وقتی کشتی رد می‌شود و هرکدام از این سنسورها فعال شوند، شلیک می‌شود. در واقع این مین، یک موشک زیردریایی است.

سؤال دوم: با اینکه رئیس‌جمهور آمریکا علناً اعلام می‌کند در صورت برخورداری ایران از سلاح اتمی باید اقدام کند، چرا ایران به سمت دستیابی به این مهم نمی‌رود؟ آیا نمی‌توانند بسازند یا خریداری کنند؟

پاسخ استاد امیری:

دوستان عزیز، پاسخ دادم. اگر ما اعلام کنیم بمب اتم داریم، قبل از آن پیش‌دستی می‌کنند، چون سلاح، سلاح بازدارنده است. در تمام تحلیل‌های این چند روزه هم گفته‌ام که ما باید سلاح‌مان را طوری رونمایی کنیم که بفهمند داریم – حتی اگر سلاح حرفه‌ای برای استفاده نداشته باشیم، حداقل به‌عنوان عامل بازدارنده باید داشته باشیم.

امروز بیش از ۹۰ درصد مردم ایران خواهان داشتن سلاح هسته‌ای هستند. ما از رهبری خواهش و تمنا کرده‌ایم؛ در یکی از سخنرانی‌ها گفتم دستشان را به نمایندگی از ملت ایران می‌بوسیم و اجازه بدهند حداقل خریداری کنیم. مطمئن باشید مسئولین به امنیت مردم و نظر مردم اهمیت می‌دهند و در این زمینه تأملات جدی اندیشیده شده است.

اما در مورد خروج از ان‌پی‌تی، باید بگویم که خروج از ان‌پی‌تی الان به ضرر ایران است. ایران می‌تواند به‌راحتی خروج کند، ولی به‌دلیل مسائل بین‌المللی این کار به ضرر ماست. در حال حاضر ما در ان‌پی‌تی هستیم، اما کارهای خودمان را انجام می‌دهیم و بازرسان متوجه همه فعالیت‌های ما نیستند. اگر رسماً خارج شویم، آمریکا در دنیا جا انداخته که ملت ایران وحشی است و اگر بمب در دست این ملت بیفتد، دنیا را نابود می‌کند – همان شگرد ۱۸ و ۱۹ دی که ایران را وحشی معرفی کردند، در حالی که آقا ۴۰ هزار از مردم خودش را کشته است؟ این‌ها اگر بمب اتم دستشان باشد دنیا را نابود می‌کنند.

ما می‌خواهیم به دنیا بگوییم: «نه، ما جزئی‌ترین اصول اعتقادی، اخلاقی، انسانی و وجدانی را داریم که اجازه نمی‌دهد به سمت سلاح کشتار جمعی برویم. اما اگر برویم، خوب می‌رویم.» به همین دلیل از ان‌پی‌تی خارج نشدیم و تمام اصول بین‌المللی را رعایت می‌کنیم، ولی کار خودمان را هم انجام می‌دهیم.

سؤال سوم: نظر شما درباره فرمایش نماینده ولی‌فقیه در سپاه که «باطل و مردود خواندن تفاهم‌نامه مصداق ولایت‌پذیری نیست» چیست؟

پاسخ استاد امیری:

دوستان عزیز، این فرمایشات نماینده ولی‌فقیه در سپاه مربوط به قبل از پیام رهبری بود، برای زمانی که آمریکا هنوز به ما حمله نکرده بود. هر حرفی را باید در زمان و مکان خودش سنجید. من الان یک حرفی می‌زنم، یک ساعت بعد ممکن است شرایط تغییر کند و حرف دیگری بزنم.

فرمایش نماینده محترم ولی‌فقیه در سپاه کاملاً درست بود برای زمانی که مسئولین زیر سؤال می‌بردند. اما الان رهبری خودشان در پیامشان این قضیه را فرمودند و ما همه مطیع رهبری هستیم. این عرایض من هیچ تعارضی با سخنان نماینده ولی‌فقیه ندارد؛ در زمان خودش کاملاً درست بود و مخالفت با آن بد بود، ولی الان رهبری خودشان فرمودند.

سؤال چهارم: چرا سخنرانی اخیر آقای عراقچی با یک مجری اینترنتی انجام شد و چرا توییت‌های ایشان به انگلیسی است؟

پاسخ استاد امیری:

من نمی‌خواهم از آقای عراقچی دفاع کنم، اما چند ایراد همیشه در صحبت‌هایم نسبت به عملکرد ایشان داشته‌ام:
۱. چرا توییت‌های انگلیسی می‌زنید؟ اگر برای ما است، فارسی بنویسید؛ اگر برای دشمن است، خب بله، دو زبان.

۲. بعضی از این مصاحبه‌ها بدموقع است. مثلاً آن مصاحبه قبل از شهادت رهبر که سه روز قبل گفتند «اگر رهبر شهید شود یکی دیگر را می‌آوریم» – من همان موقع تند به ایشان تاختم و خیلی برایم گران تمام شد و تحت فشار قرار گرفتم، اما ۶ میلیون بازدید آن عرایض را داشت. گفتم: «جناب آقای عراقچی، شما طوری حرف می‌زنید انگار ما در این مملکت هر روز رهبر عوض می‌کنیم.» پوتین وقتی خبرنگار هندی همین سؤال را پرسید، برافروخته شد و شدیداً برخورد کرد. وزیر خارجه ما باید برافروخته می‌شد، نه اینکه این‌قدر راحت و شل جواب بدهد.

رهبر ما جان ماست، عشق ماست، عزیز ماست. کی جرئت می‌کند به ساحت مقدس رهبر ما توهین کند؟

این مصاحبه اینترنتی برای یک مقام رسمی کشور، آن هم وزیر خارجه، واقعاً اشتباه است. شما صداوسیما در اختیار دارید؛ چرا نمی‌آیید با صداوسیما مصاحبه کنید؟ می‌روید با یک شبکه اینترنتی حرفی بزنید که نباید بگویید – جمله‌ای بود که پخش نشد، ولی حرکتی کرد و حرفی زد که نباید می‌زد.

این یکی از ایراداتی است که بر آقای عراقچی داریم، علیرغم زحمات زیادی که می‌کشند. غافل نشویم از زحمات ایشان. اما به شما بگویم وزیر خارجه فقط مجری دستورات مقامات بالادست نظام است و از خودش هیچ اختیاری ندارد؛ هر کاری انجام می‌دهد بر اساس دستورات شورای عالی امنیت ملی، رئیس‌جمهور، رهبری و قوه عاقله نظام است. یعنی عراقچی را نباید غافل شویم، ولی ایراداتمان را هم داریم.

سؤال پنجم: نظر شما درباره زمان خروج از ان‌پی‌تی چیست؟

پاسخ استاد امیری:

همان‌طور که در سؤال قبلی توضیح دادم، ما رسماً از ان‌پی‌تی خارج نشده‌ایم – نه، رسماً خارج شدیم ولی اسماً نشدیم. چون دشمن به دنبال این است که بگوید ایران کشوری فراری و تمکین‌نکننده به قوانین است. ما تمام شرایط و قوانین بین‌المللی را پذیرفتیم و انجام دادیم، ولی دشمن بدعهد است. به همین دلیل اسماً خارج نشدیم، اما عملاً اجازه نمی‌دهیم جاسوس‌ها بیایند داخل و اجازه نمی‌دهیم آن ملعون سازمان ملل (که امروز می‌خواهد وزیر شود) برای اسرائیل و آمریکا دم تکاند. ما پنهانکاری خودمان را داریم و قوانین را هم رعایت می‌کنیم؛ از ان‌پی‌تی خارج نمی‌شویم تا بهانه به دست دشمن ندهیم.

سؤال ششم: چرا در تفاهم‌نامه و مذاکرات تضمینی برای حفظ جان رهبری لحاظ نشده است؟

پاسخ استاد امیری:

دوستان عزیز، یکی از ایراداتی که همیشه به مجلسیان می‌گیریم این است که چرا نمایندگان ما مصوب نکردند – نه امروز، نمایندگان قبلی. زمانی که فهمیدند جان رهبری در خطر است، باید سریعاً مصوبه‌ی فوریتی می‌دادند که اگر جان رهبر ما در خطر بیفتد، ما هم یک سری اقدامات انجام دهیم. دقیقاً کشورهای دیگر در دنیا این مصوبه را دارند؛ یکی روسیه برای حفظ جان پوتین، کره شمالی برای حفظ جان رئیس‌جمهورش. اما ما نداریم. این ضعف نمایندگان ماست، فرقی هم نمی‌کند چپ و راست؛ همه این ضعف را دارند.

این قضیه که در تفاهم‌نامه تضمینی برای حفظ جان رهبری داده نشده – دوستان عزیز، آمریکا به هیچ تفاهم‌نامه و توافق‌نامه‌ای نه پایبند بود و نه هست. هر موقع هم بدانند رهبری کجاست، مطمئناً ضربه می‌زنند. ما باید قوی باشیم، اسرار نظامی‌مان را حفظ کنیم و مسائل امنیتی را در حد اعلی نگه داریم.

صادقانه بگویم اگر من بودم، هنوز که رئیس‌جمهور ما (ترامپ ملعون) علناً رهبر ما را تهدید می‌کند، هیچ مسئول رسمی در جمهوری اسلامی ندیدم که این منور کله‌زرد را تهدید کند. من اگر بودم به‌راحتی منافع شخصی ترامپ را هدف قرار می‌دادم – من در کانالم تمام منافع ترامپ و شریک عربش را جراد‌کشنه معرفی کردم. نقطه‌ی ضعف‌شان را بزنید. وقتی ترامپ می‌آید ترکیه، حتی اگر موشک نخورد، شلیک کنید تا بداند که ما قتل جان ملعونش را کردیم. چون این‌ها جان کثیفشان عزیز است، بفهمند قص جانشان را کردیم، به‌راحتی خالی می‌کنند.

تا منافع شخص ترامپ، هیئت حاکمه آمریکا، جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها و پادشاهان عربی که میزبان پایگاه‌های آمریکا هستند به خطر نیفتد، آش همان آش و کاسه همان کاسه است. اما اگر به رهبر ما شلیک شود، از کشوری که می‌دانیم موشک از آن کشور آمده، چرا کاخ آن کشور ملعون را زیر موشک نبریم و جان کثیف آن پادشاه را نگیریم؟ این‌طور است که تا جان این افراد در خطر نیفتد، دست از شیطنت و خباثت برنمی‌دارند.

سؤال هفتم: مصلحت‌اندیشی و سکوت در برابر مسئولینی که اعمال و صحبت‌هایشان باعث تفرقه و تضعیف نظام و تقویت دشمن می‌شود، تا کی ادامه دارد؟

پاسخ استاد امیری:

دوستان عزیز، معمولاً بعضی از حرف‌های مسئولین ما – ان‌شاءالله که از روی سَبُک باشد – واقعاً خسارت‌بار و موضع‌گیری‌شان دردناک است. اما من به‌عنوان کمترین همیشه گفته‌ام: «آقای مسئول، اگر حرف خوب بلد نیستی بزنی، حرف نزدن را بلدی. حرف نزن؛ تو که حرف می‌زنی دهان‌بادی می‌زنی.» این خیلی بهتر است.

بله، بعضی از مسئولین خروس بی‌موقع و بی‌محل هستند. اما امروز از مسئولین بدتر، افرادی هستند که جزء دولت‌اند، حقوق نظام را می‌خورند، اما جاسوس‌های دشمن‌اند. ما یک مسئله‌ای داریم به نام «جعفر» – خوب بلدید؟ یا «گالیبا»؟ جعفر نان‌خور ماست اما نفوذی دشمن. از این‌ها داریم. طرف هیئت علمی دانشگاه ماهی ۲۰۰ میلیون تومان می‌گیرد و برای آمریکا کار می‌کند. طرف از این نظام تا گوش‌هایش خورده، مطرح شده، سلبریتی شده، یقه‌باز می‌کند، گردنبند می‌اندازد و برای ما شاخوشانه می‌کشد.

یک دفعه آمد در تیم ملی گند زد – آن هم سیاسی‌کاری شد. تیم ملی ما اولین جام جهانی که نباخت، طوری برخورد کرد. خب، زورش کاره آقا، هنر فردی است کله‌زدن. ما نمی‌گوییم حالا نمی‌خواهیم چه کنیم؛ بالاخره بزرگانمان را دوست داریم، نام‌آورانمان را دوست داریم، کسانی که نام ایران را بالا می‌برند را دوست داریم. اما تو که نان‌خور مایی، تو که به نظام جمهوری اسلامی مطرح شدی، تو که تمام رسانه‌ها در اختیارت بود و حتی یک زمانی رئیس‌جمهور وقت فشار آورد و شدی مربی تیم ملی – نباید این‌قدر بی‌غیرت باشی که به نفع دشمن حرف بزنی.

این همه شهید در جنوب دادیم، در بمب‌تنگسنی، در لامرد زده شد، ۱۶۸ نفر در میناب شهید شدند؛ شما زبانتان لال بود و حرف نزدید. حالا یک حرف بی‌ربط از زبان اسرائیل بیرون آمده که «جنوب ایران را فدای جنوب لبنان نکنید» – این یک دروغ بزرگ است. بعد تو ملعون بی‌غیرت که از این نظام به جایی رسیدی، می‌آیی همین را وایرال می‌کنی؟

ما از خودی‌ها می‌نالیم، از نان‌خورهایی که سفره را می‌درند و پاره می‌کنند. در این نظام چندصدایی باید باشد – من خودم از آن افرادی هستم که می‌گویم در جامعه باید چندصدایی باشد تا تضاد و تکامل حاصل شود. مخالف باشم اشکال ندارد؛ اما مخالف مستدل، مبرهن، متقن با آمار و ارقام. اما موقعی که بیایم دروغ بگویم، شرافتم را زیر پا بگذارم، نظامم را زیر پا بگذارم، ولایت را زیر پا بگذارم، مردم ۹۰ میلیونی غیرتمند ایران را زیر پا بگذارم – این کجا شرافت و غیرت است؟

ما از این‌ها می‌نالیم؛ نان‌خورهای جاسوس‌خور دشمن. ان‌شاءالله خداوند این‌ها را هدایت کند؛ اگر هدایت نشوند، نیست و نابودشان کند. نابودیشان بهتر از بودنشان است. حداقل موقع نباشند، بعد از خودشان یک مجسمه می‌گذاریم و می‌گوییم این سلبریتی مال ما بود، بعد رفته مفتی‌ می‌زند.

دقیقاً این حرف‌ها از دهان اسرائیل بیرون می‌آید.

سؤال هشتم: چرا یمن باب‌المندب را نمی‌بندد تا فشار بیشتری ایجاد کند؟ و چرا مسئولین دولتی پالس مذاکره می‌فرستند؟ نظر شما درباره مذاکره چیست؟

پاسخ استاد امیری:

در مورد باب‌المندب، عرض کردم در مسائل نظامی حرف اول و آخر را نمی‌زنند. معمولاً نظامی‌ها با حوصله‌ترین، باتجربه‌ترین و صبورترین افراد هستند؛ بلدند چه موقع مسلح کنند، چه موقع نشانه بگیرند، چه موقع شلیک کنند، چه موقع برگردند اما شلیک نکنند. این‌ها همه جزء مباحث نظامی است. اگر ما هم باب‌المندب را ببندیم، مسائل دیگری پیش می‌آید. ما بلدیم کی ببندیمش؛ انصارالله ۱۰۰ درصد آماده است. بلدیم که سوئز را با یک موشک ببندیم، اما شرایط و زمان دارد.

در مورد مذاکره که آقای عراقچی مطرح می‌کند – دوستان عزیز، من نمی‌خواهم از عراقچی دفاع کنم، اما در این زمان‌ها جا انداخته‌اند که مردم ایران اهل گفتمان، دیالوگ، مذاکره، معامله و حرف‌زدن نیستند. ما مجبوریم بگوییم: «آقا ما هم الان مذاکره‌ایم، اما مذاکره در شرایط برابر، مذاکره با یک انسان، نه با یک خوک‌کله‌زد. مذاکره با کشوری که در موضع برابر با ما حرف بزند، نه اینکه بالا بنشیند و دستور بدهد و آنچه از لحاظ نظامی نتوانسته بگیرد، با مذاکره بگیرد.» این مذاکره را نمی‌پذیریم.

مذاکره‌ای که الان دم ازش می‌دهد، چون ایشون وزیر خارجه است – اصلًا کلمه «وزیر» یعنی وزیر دیپلماسی، یعنی وزیر حرف‌زدن، وزیر معامله‌کردن، وزیر مذاکره‌کردن. اما مذاکره شرافتمندانه، هوشمندانه و غیرتمندانه.

مطمئن باشید امروز ملت ایران پشت سر ولایت حرف اول و آخر را می‌زند. این تجمعات خیابانی خیلی عالی است و ان‌شاءالله شک نکنیم که پیروزی با ماست. هرچند به مذاکره خوش‌بین نیستیم، اما اگر بهترین مذاکره‌کننده‌ها هم مذاکره کنند، آن موشکی که هنوز رونمایی نکردیم – موشکی که از تمامی لایه‌های پدافندی رد شود و بر کله ستمگران فرود آید – دیگر نیازی به امضا نیست. آن خود امضاست.